السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
360
تفسير الميزان ( فارسي )
نمىشود ، مگر با نوعى مسامحه كه آن هم لايق به كلام خداى تعالى نيست . پس آيه مورد بحث نظير آيه « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّه أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً » « 1 » است كه در باره طائفه اى از مؤمنين مىفرمايد وقتى جهاد بر آنان واجب شد ، مانند ساير مردم يا بيشتر بترس افتادند . و معناى جمله * ( « الْمَغْشِيِّ عَلَيْه مِنَ الْمَوْتِ » ) * محتضرى است كه در سكرات مرگ قرار گرفته . و كلمه « غشيه » و « غشاوة » به معناى پوشاندن و پيچيدن چيزى در لفافه است ، و چون با صيغه مجهول گفته مىشود « غشى على فلان » ، معنايش اين است كه فلانى در اثر عارضه اى فهمش از كار افتاد . و * ( « نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْه مِنَ الْمَوْتِ ) * » نگاهى است كه محتضر به تو مىافكند بدون اينكه پلك را به هم زند . در جمله * ( « فَأَوْلى لَهُمْ » ) * احتمال دارد خبرى باشد از مبتدايى محذوف كه تقدير آن « اولى لهم ذلك » است ، يعنى سزاوارشان اين است كه اينطور نظر كنند ، يعنى به حالت احتضار درآمده بميرند . و از اصمعى « 2 » نقل شده كه گفته : « اولى لك » كلمه تهديد است ، و معنايش به فارسى « شر ، يقه ات را گرفت » مىباشد و اين آيه نظير آيه شريفه « أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى » « 3 » است . و معناى آيه اين است كه : آنهايى كه ايمان آوردند ، مىگويند : چرا سوره اى نازل نشد ، ليكن وقتى سوره اى محكم و بدون شبهه نازل شد و در آن مامور به قتال و جهاد شدند ، مىبينى افراد ضعيف الايمان از ايشان را كه از شدت ترس به تو نظرى مىافكنند كه محتضر به اطرافيان خود مىافكند و سزاوارشان هم همين است . * ( « طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّه لَكانَ خَيْراً لَهُمْ » ) * جمله * ( « عَزَمَ الأَمْرُ » ) * به اين معنا است كه مساله جدى و منجز شد و جمله * ( « طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ » ) * گويا خبرى است براى مبتدايى محذوف ، كه تقدير آن « أمرنا طاعة . . . » و يا « امرهم طاعة . . . » و يا « شانهم طاعة . . . » و يا « ايمانهم بنا طاعة . . . » است ، يعنى ايمان آنان به ما ، طاعتى است كه بر آن با ما پيمان بستند و قولى معروف و غير منكر است كه گفتند ، و آن اين بود كه اظهار سمع و طاعت كردند . هم چنان كه خداى تعالى در جاى ديگر از ايشان
--> 1 ) سوره نساء ، آيه 77 . ( 2 ) تفسير مجمع البيان ، ج 9 ، ص 103 . ( 3 ) سوره قيامت ، آيه 34 و 35 .